أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
133
قانون ( فارسى )
فصل هفتم حرف ( ز ) زنجبيل ( زنجفيل ) : ديسقوريدوس گويد : بيخ زنجفيل مانند بيخ مشك زمين ريز است . رنگش مايل به سپيدى است ، مزهاش به مزهء فلفل مىماند و بوى خوش دارد ، ليكن به اندازهء فلفل لطيف نيست . زنجفيل ريشهء گياهى است كه اكثرا در جايى به نام ( طرغلود ) مىرويد ، كه آن را مىخشكانند . مردم آن سامان برگ فلفل را در بسيارى از چيزها به كار مىبرند . مثلا چنان كه ما فيجن را در شربت و آش به كار مىبريم آنها از برگ فلفل استفاده مىنمايند . همو گويد : نوعى زنجفيل هست كه زنجفيل سگان ( زنجبيل الكلاب ) نام دارد . مردم طبرستان اين نوع زنجفيل را فلفلك گويند . فلفلك در همه جا هست كه در آبگير و سرچشمههاى كمآب و آبهاى كند جريان رويد . ساقهء گرهدار و پايا دارد كه به بلندى زانو مىرسد . شاخ و برگ آن به شاخ و برگ نعناع شبيه ولى از نعناع بزرگتر و سفيدتر و نرمتر است . در تندمزگى به فلفل مانند است و بوى خوش مىدهد ولى نه بوى عطرى . ميوهاش ريز و از شاخههاى باريك سر برمىزنند و بطور متراكم برهم آمدهاند و خوشهمانندى تشكيل مىدهند . شاخ پرميوهء آن از بيخ برگها بيرون آيد . و ميوهاش نيز تند است . باز ديسقوريدوس گويد : زنجفيل رطوبتى زائد دارد و بدين سبب گاهى به خوره دچار شود و به علت اين رطوبتى بودنش گرمىبخشى زنجفيل از آنجا كه متراكم است همچون گرمايى كه در تخم ترتيزك بيابانى - بستانى - و خردل و ( يافيسيا ؟ ) از گرماى فلفل بيشتر است . مزاج : در آخر سوم گرم و در دوم خشك . و رطوبتى زائد دارد كه سبب زياد شدن آب پشت مىشود . خاصيت : گرماى زياد دارد ، ولى از آنجا كه رطوبت زائد دارد در گرمىبخشى درنگ مىكند . ليكن گرمىبخشى قوى و نيز نرمكننده - ملين - و بادشكن است . اگر زنجفيل را با عسل مربا سازند عسل قسمتى از رطوبت آن را برمىچيند و خشكتر مىشود . سر : هوش و حافظه را زياد كند ، رطوبتهاى اطراف سر و گلو را مىزدايد . چشم : خوردن يا در چشم كشيدن زنجفيل تيرگى چشم را كه از رطوبت باشد علاج مىكند . اندامان غذا : هاضم است و سرماى كبد و معده را سرحال آرد . برچيدن رطوبتهاى معده و تريهايى كه از خوردن ميوه به معده روى آورند علاجش با زنجبيل است . اندامان راننده : شهوتانگيز ، ملين و ملايم . خوزى گويد : شكم را بند آورد . من مىگويم آرى اگر از سوء هضم و لغزاندن خلط لزج باشد ؟ اين شكم بند آوردن منفعت است . زهرها : پادزهر حشرات موذى است . زوفاى تر ( سنگل ) : منظور از زوفاى تر پليديهايى است كه بر پشم دنبهء گوسفندان ارمنستان جمع آيد و بر گياهان شيردار مىگذرد و از اين تماس قوت آن شيرهها را به خود مىكشد . شيرهء گياهان شايد سيال باشد ولى در داخل اين پشكمانندها به پختگى مىگرايد و شكل مىگيرد . « 1 » مزاج : در دوم گرم و در اول
--> ( 1 ) كردها اين زوفاى تر را كميل Kame ? l گويند .